تبلیغات
سلطان پاپ (شادمهر عقیلی) - بیوگرافى و حرف هاى نگفته مادر شادمهر عقیلى"
سلطان پاپ موسیقی ایران فقط شادمهر

بیوگرافى و حرف هاى نگفته مادر شادمهر عقیلى"

پنجشنبه 22 مهر 1389 12:19 ق.ظ

نویسنده : آناهیتا ...
 

هفتم بهمن ماه 1351 در یک خانواده شش نفره در تهران متولد شد. از بچگی به نوازندگی علاقه داشت و با پیانو شروع کرد ولی بعد ویلون را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد. آهنگسازی می کرد و نواختن ساز را از هر کاری بیش تر دوست داشت. سازهای تخصصی وی پیانو، گیتار و ویلن بوده و در نواختن ویلون تبحر خاصی دارد.
از 1376 وارد واحد موسیقی صدا و سیما شد و در آن جا مشغول به کار شد ولی کارهای او برای کسب مجوز مشکل داشتند. به عنوان اولین کار معبود را اجرا کرد. بعد از آن بهار من اولین کاست او بود. بهار من کاست بدون کلامی بود که نوازندگی پیانو، گیتار و ویلون را در آن به عهده داشت.
بعد از بهارمن، مسافر به بازار آمد و تحولی در موسیقی پاپ کشور ایجاد شد که آثار آن برای همیشه به جا ماند. بعد از آن کاست دهاتی منتشر شد و باعث نمایان شدن فرق بین کارهای شادمهر و دیگران شد. در این راه همیشه مشکلات بسیار زیادی سر راه او قرار داشت و گرفتن مجوز برای کاری که نام شادمهر روی آن باشد مشکل شد
با وارد شدن شادمهر به سینما محبوبیت او صد چندان شد. او در دو فیلم سینمایی پر پرواز و شب برهنه بازی کرد و خود را در عرصه بازیگری هم مورد امتحان قرار داد. بازی در این فیلم ها باعث افزایش حساسیت روی کارهای وی شد.
 پس از آن، دو سال گرفتن مجوز برای کاست بعدی یعنی آدم و حوا ادامه پیدا کرد و شادمهر که دیگر عرصه را برای کار تنگ می دید رهسپار آن ور دنیا شد تا کسی نتواند جلوی پیشرفت او را سد کند و  قصه پر پرواز را در زندگی خود تکرار کرد. شاید پر پرواز زنگ خطری بود برای آن هایی که اجازه راحت کار کردن را از امثال شادمهر سلب می کردند
آدم و حوا و بعد از آن خیالی نیست به صورت غیر مجاز در ایران پخش شد و محبوبیت وی را بیش از پیش زیاد کرد تا هوادارانش با دور شدن او از وطن، او را به خود نزدیک تر حس کنند و از کارهای این نابغه موسیقی لذت ببرند.
کاست بعدی با نام آدم فروش وارد بازار شد. با اینکه به دلایلی کاست قبل از پخش رسمی دست به دست پخش شد ولی این مسئله به فروش بالای این آلبوم لطمه ای وارد نساخت. آدم فروش با سبکی جدید و متفاوت طرفداران شادمهر را باز هم غافلگیر کرد. در حال حاضر وی در تورنتو کانادا مشغول کار است و ارتباط خود را با وطن و هوادارانش همچنان حفظ می کند تا کاری باب میل جوانان این کشور ارائه دهد و جای خود را در قلب ایشان نگاه دارد.

پدر شادمهر که  یکی از جانبازان جنگ بود، با نوازنده شدن و البته خواننده شدن وی مخالف بود. زیرا شادمهر بنا به گفته برادر و مادرش ساعت های بسیار زیادی را و به طور مداوم و بدون استراحت و تغذیه مناسب در اتاقک کوچک کنار حیاط به تمرین موسیقی می پرداخت .پدر شادمهر در سال 1376 به شهادت رسید.
علاوه بر پدر شادمهر دو تن دیگر از برادران شادمهر نیز در طول دوران جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند. برادر بزرگ شادمهر ، دکتر محمد تقی عقیلی مشوّق اصلی شادمهر در امر فرا گیری و ادامه موسیقی بود. که همه دوستداران و هواداران شادمهر می دانند، محمد تقی بود که با خرید یک ویولن اسباب بازی در دوران کودکی کاشف استعداد شادمهر شد. (بنا به نقل از محمد تقی :شادمهر کم تر از 5 سال داشت که یک ویولن اسباب بازی برایش خریدم و دیدم او ساعت های زیادی را با آن ویولن اسباب بازی سپری می کند. یکبار از شادمهر پرسیدم دوست داری وقتی بزرگ شدی به هنرستان موسیقی بروی، او هم با تمام بچگی خود از پیشنهاد من استقبال کرد ... من هم به قول خود عمل کردم
(.
شادمهر از 5 سالگی بنا به تشویق برادر بزرگ خود موسیقی را با ساز ویولن آغاز کرد. از 10 سالگی شروع به فرا گرفتن پیانو نمود، کم تر از 15 سال داشت که نواختن گیتار را آغاز کرد. استاد سماک که از اساتید و صاحبنظران موسیقی و همچنین از مدرسین هنرستان موسیقی ایران بودند به برادر شادمهر ( محمد تقی ) گفته بودند که: من می بینم روزهایی را که شادمهر بی رقیب خواهد شد و در موسیقی حرف اول را بزند. شادمهر موفق شد در طول مدت کمتر از بیست و پنج سال نواختن 10 ساز را به صورت تخصصی فرا گیرد .ترانه قسمت نشد را شادمهر برای دو برادر شهیدش خوانده بود
.
در ژانویه 2004 با خبر شدیم که شادمهر عقیلی به عنوان یکی از قبول شدگان کالج یونیون در کانادا بود، به عنوان تنها ایرانی قبول شده چون بیش تر قبول شدگان این کالج اسپانیایی یا آمریکایی هستند که این افتخار بزرگی برای ایران است .

آلبوم های شادمهر:
1-
معبود ایران

2-
بهار من ایران
3-
فریبا ایران
4-
دهاتی ایران
5-
مسافر ایران
6-
آدم و حوّا ایران
7-
خیالی نیست کانادا
8-
آدم فروش کانادا
9-
پاپ کرن کانادا

اگر پای صحبت مادر گرامی و محترم شادمهر بشینید در حرف هاش از دوران بچگی شادمهر بدون شک رگه هایی از فریدون فروغی پیدا می کنید. من قسمتی از این حرف ها رو براتون می نویسم:
شادمهر از زمانی که شروع کرد به موسیقی گوش دادن علاقه زیادی به صدای فریدون داشت مثل من و اکثر افراد خانواده هرچند اون موقع (حدود 7 سالگی) از متن شعرهای فریدون که تقریبا سنگین بودند چیز زیادی نمی فهمید اما عاشق صدای پرطنین و باصلابت فریدون بود.
همیشه عکس فریدون رو همراهش داشت و اوایل فکر می کرد فریدون هم سنش مثل خودش کمه تا اینکه فریدون رو در هنگام اجرای آهنگ نیاز در تلویزیون دید!
و از صداش او رو شناخت. یک بار من رو مجبور کرد که اون رو به کاخ (کاخ جوانان) ببرم تا از نزدیک فریدون رو ببینه در اون جا فریدون رو دید و ازش امضا گرفت.

در یکی از عکس هاش هم خودشو شبیه اون درست کرد. خلاصه شادمهر با صدا و موسیقی فریدون بزرگ شد و دیگه اون روندید چون خبری از فریدون نبود و اجازه کار بهش نمی دادند. تا اینکه فریدون بعد از سال ها کنسرتی رو در کیش برگزار کرد و شادمهر هم رفت اما از نزدیک با فریدون ملاقات نکرد.

اون موقع بهروز (صفاریان) برای فریدون در اون کنسرت کیبورد میزد. و این باعث شد که بعد از برگشتن از کیش شادمهر به همراه بهروز به خونه فریدون بره اما شادمهر در ابتدا خودشو معرفی نکرده بود که خواننده ست و فریدون هم به دلیل انزوایی که پیشه کرده بود و نارضایتی که از فضای حاکم بر موسیقی داخل کشور داشت موسیقی های جدید رو زیاد دنبال نمی کرد و همچنان خودش رو با موسیقی سیاه ها و ری چارلز مشغول کرده بود بنابراین شادمهر رو نمی شناخت.
اون شب شادمهر برای فریدون با گیتار آهنگ زندون رو میزنه و فریدون بعد از مدت ها به وجد میاد و به شادمهر میگه براوو (تکه کلام فریدون) براوو شادمهر. شادمهر وقتی این شور رو در فریدون می بینه خودش رو معرفی می کنه و میگه من در ایران خواننده هستم و تا حالا 3/4تا آلبوم دادم بیرون و فریدون هم کلی تعجب می کنه و از شادمهر می خواد که کارهاشو به فریدون بده.
شادمهر بعدها رابطش با فریدون بیش تر شد و این به خاطر آلبوم نغمه های شرقی (بی کلام) بود که در اون شادمهر آهنگ های فریدون رو اجرا کرده بود. وقتی که فریدون رضایتش رو از اجرای مجدد شادمهر اعلام می کنه شادمهر هم میگه من همون بچه کوچیکی هستم که با مادرم اومدم کاخ و ازت امضا گرفتم. هرچند فریدون به خاطر زمان زیادی که از اون موقع می گذشته شادمهر رو به خاطر نمیاره اما علاقش به شادمهر دوچندان میشه.
شادمهر با فریدون زیاد بحث می کرد و در مورد موسیقی باهاش صحبت می کرد و ازش راهنمایی می خواست. اما فریدون بهش می گفت من زیاد نمی تونم به تو کمک کنم چون سبک کاریمون متفاوته اما من از بعضی کارهات واقعا لذت می برم.
اما مهم اینکه من به هنر تو ایمان دارم و به تو امیدوارم. نتیجه همفکری شادمهر و فریدون و یا تاثیر پذیری شادمهر از فریدون قفس و فال قهوه و دربی نهایت شب بود. وقتی شادمهر و فریدون هر دو ممنوع الفعالیت شدند ساعت ها در کنار هم درد و دل می کردند.
شادمهر از مرگ فریدون و یا به عبارت بهتر از دق کردن فریدون به عنوان یکی از بدترین حادثه های عمرش یاد می کنه و خودش رو همیشه مدیون اون حس می کنه. شادمهر تا حدی برای نام فریدون احترام قائله که معتقده اسم فریدون رو نباید هر جایی آورد.
شادمهر آهنگ قفس رو در وصف فریدون خواند تا برای همیشه در دل ها بماند و آنان که عاشقند این را درک می کنند .
پس ما هم می خوانیم: غرور آسمون رو بشکن قفس برای تو کمه/ رو زخم کهنه ی دلت فقط رهایی مرهمه.
امیدوارم از شنیدن این حرفها لذت برده باشید و شک نکنید که شادمهر ما رو درک می کنه چون اون هم مثل ما عاشق خواننده ای بوده که در نوع خود بی نظیره. (تنها صداست که می ماند)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -